|
به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است.
حرف هایم ، مثل یک تکه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد. و به آنان گفتم: سنگ آرایش کوهستان نیست همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ. در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است که رسولان همه از تابش آن خیره شدند پی گوهر باشید. لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید. و من آنان را ، به صدای قدم پیک بشارت دادم و به نزدیکی روز ، و به افزایش رنگ. به طنین گل سرخ ، پشت پرچین سخن های درشت. و به آنان گفتم: هر که در حافظه ی چوب ببنید باغی صورتش در وزش بیشه ی شور ابدی خواهدماند. هر که با مرغ هوا دوست شود خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود. آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند می گشاید گره ی پنجره ها را با آه. زیر بیدی بودیم. برگی از شاخه ی بالای سرم چیدم ، گفتم: چشم را باز کنید ، آیتی بهتر از این می خواهید ؟ می شنیدم که به هم می گفتند: سحر میداند ، سحر!
سر هر کوه رسولی دیدند ابر انکار به دوش آوردند. باد را نازل کردیم تا کلاه از سرشان بردارد. خانه هاشان پر داوودی بود، چشمشان را بستیم. دستشان را نرساندیم به سرشاخه ی هوش. جیبشان را پر عادت کردیم. خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 11:7  توسط علیرضا رعنا
|
|
![]() |
|
اي کاش مي توانستم نشان دهم، I wish l could make you. که تا کجا دوستت دارم. Understand how l love you هميشه در جستجو هستم، l am always seeking but اما نميتوانم راهي بيابم... cannot find a way…. به آن آني در تو عاشقم، l love in you a something که تنها خود کاشف آنم that only have descovered آني فراتر از تويي که دنيا مي شنا سد، the you_ which is beyond the و تحسين مي کند. you of the world that is آني که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others آني که هرگز رنگ نمي بازد، a you which is eapecially mine وآني که هرگز نمي توانم عشق از او بر گيرم. Which cannot ev ![]() |
مرا در خاک نامرغوب گلدان![]()
آب می دهی٬![]()
تا فصلهای خاکستری خاموش![]()
دست خالی ![]()
هی بیایند![]()
هی بروند![]()
و من![]()
بر مدار بی جوابی![]()
هی بچرخم ![]()
و آخر نفهمم![]()
مرا زیادی آب داده ای![]()
یا![]()
زیادی گریسته ام![]()
بر خاک دستهایم![]()
که مرداب لحظه هایش را![]()
به خواب دیده![]()
پس از این همه
به بادم بسپار![]()
بیش از این مرا![]()
در حسرت بهار
و![]()
پاییز را در حسرت من
مگذار.![]()
![]()
پیش وجودت از عدم زنده ومرده راچه غم؟
کزنفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بردرم
آمدنت که بنگرم گریه نمی دهد امان ![]()
![]()
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز مبارک
